تبليغاتX
رودبار شهر شكوفه هاي زيتون

رودبار شهر شكوفه هاي زيتون

هفته نامه شكوفه هاي زيتون

كدام كارمند

 اولين دولت ايراني در شهر هگمتانه (همدان امروزي) توسط مردم و به رهبري ديااكو تشكيل گرديد. اين دولت يك نفره كه فلسفه تشكيل آن از سوي مردم، ساماندهي به امور اجرايي، رفع اختلافات و حكميت ميان اهالي، جلوگيري از تجاوز قوم‌ها و قبايل ديگر و نظارت بر اجراي عدالت در جامعه آن روزي است، نماد پايه‌هاي تشكيل ديوان‌سالاري در ايران است.

دولت مادها سنگ بناي دولت‌هاي بعدي همچون هخامنشيان، سلوكيان، اشكانيان و سلسله بزرگ ساسانيان گرديد و با طلوع خورشيد اسلام در شبه جزيره عربستان و تحت انقياد درآمدن دول خرد و كلان از جمله امپراطوري ايران و روم سبب گرديد تا ديوانسالاران در حاكميت نقش‌آفريني نمايند. اداره بهتر كشور نيازمند منشور اخلاقي در دولت‌ها براساس ايدئولوژي و فرهنگ آن زمانه شكل گرفت. بعد از رحلت پيامبر بزرگ اسلام حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و حاكميت مناقشه‌آميز خلفاي ثلاثه دولت كريمه مولا اميرالمومنين علي بن ابيطالب در اواخر دهه سوم و سنه 39 بر مبناي ارزش‌ها، باورهاي ديني، اسلامي و بر پايه اصول اخلاق اداري هدايت جامعه بزرگ و پهناور اسلامي ساماندهي شد. نهج‌البلاغه علي (ع) مخزن معارف و مكارم اخلاقي از جمله نصايح، توصيه‌ها و اصول علم مديريت براي كارگزاران است. فلسفه وجودي نظام اداري خدمتگزاري به مردم است و همه كارگزاران در هر رتبه و منصبي خادمان مردمند. پذيرش چنين احساسي موجب آن خواهد شد كه كارگزاران و كاركنان نظام اداري با مردم رفتار مالكانه نداشته باشند و هر چه در انجام دادن كارها در دستگاه‌هاي اداري روحيه و منش خدمتگزاري حاكم باشد ارزش كارمند مضاعف مي‌گردد.

مسئوليت‌پذيري بايد در ذات كاركنان دولت باشد و بي‌مسئوليتي گام نهادن در كژي‌ها و ناراستي‌ها است. كمال انسان مسئوليت‌پذيري او است. سستي، كاهلي و تن‌پروري موجب تباهي درامور مردم خواهد شد. كارمند نبايست هرگونه كه خواست با مردم رفتار نمايد و خود را نيز پاسخگوي مردم نداند. كارمند براساس نوع نگاه و بيان و رفتار خويش مسئول است.

كار و مسئوليت امانت بزگ و حساس براي كاركنان نظام اداري است. امير مومنان در نامه‌اي به اشعث بن قيس استاندار «آذربايجان» فرموده است: «كاري كه بر عهده توست، طعمه‌اي برايت نيست، بلكه امانتي است بر گردنت و آن كه تو را بدان كار گمارده، نگهباني امانت را به عهده‌ات گذارده و تو پاسخگوي آني هستي كه فردا به دست توست، اين حق براي تو نيست كه در ميان مردمان به استبداد و خودرايي عمل نمايي».

مسئله بعدي توجه به كيفيت و دقت كار است علي (ع) در بيان خود در نهج‌البلاغه به آيه از قرآن اشاره دارد كه خداي بزرگ مي‌فرمايد:« آن كه مرگ و زندگي را آفريد تا شما را آزمايش كند كه چه كسي از شما كار و امر را بهتر و نيكوتر انجام مي‌دهد» و علي (ع) به كارگزاران خود مي‌فرمايد:«در برآورده كردن حاجت‌هاي مردم شكيبايي به خرج دهيد شما خزانه‌دار رعيت هستيد».

كارمندان ادارات نبايد با مردم طلبكارانه رفتار نمايند و خود را بالاتر و برتر از ارباب رجوع بدانند و از منظر علي (ع) بزرگ‌ترين خيانت، خيانت به مردم و تجاوز به جايگاه و مراتب اداري است كه به عنوان امانت در اختيار او است.

سستي، كاهلي و بي‌ساماني در انجام كار مردم نشأت گرفته از بي‌نظمي و اصل بي‌انضباطي است كه موجب اتلاف وقت مردم و اتلاف منابع كشور است.

آفت ديگر كارگزاران نظام اداري معطل گذاشتن كار مردم است. حبس و متوقف كردن امور به بهانه‌هاي واهي، ارجاع كار به روزهاي دور و سرگردان كردن ارباب رجوع و به تاخير انداختن امور بدور از اخلاق و نزاكت اداري است و نشانگر خودبيني، بزرگ‌بيني و عقده‌هاي روحي و رواني فرد حكايت دارد.

والاترين هنر يك كارگزار خدمتگزاري براساس مهرورزي است كه موجب پيوند روح و روان انسان‌ها مي‌گردد.

امام علي (ع) مي‌فرمايند:«خداي متعال به نيكويي كردن و انصاف فرمان داده است رعايت عدل و انصاف در مناسبات اداري مانع و رادع براي فساد و تباهي است و اين 2 اصل حافظ سلامت و صيانت از نظام اداري است».

در آستانه هفته دولت و روز كارمند كه تجليل از خادم امت و امام در تاريخ ثبت شده است يادآور خاطره خادم ملتي است كه جان او در كينه خشم از خدا بي‌خبران سوخت. رجايي، شهيد اخلاق و مناسبات اداري و الگوي يك كارگزار صديق و صادق از ديدگاه علي (ع) است. عبد صالح خدا كه از سرچشمه زلال و معرفت الهي سيراب شده بود جان خود را كه امانت الهي بود در راه عقيده و مرام خويش هديه حق تعالي نمود و از ماندگاران تاريخ شد. هفته دولت و روز كارمند بر خيل عظيم كارمندان سخت‌كوش دولت تهنيت باد.

 

 

مدير مسئول

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:31  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

احمدي‌نژاد سرمربي تيم

كمتر از 12 ماه از عمر دولت نهم باقي نمانده است. در طول 1100 روز از 21 وزير كابينه قريب 9 وزير از وزارت‌خانه‌هاي رفاه و تامين اجتماعي، دادگستري، آموزش و پرورش، صنايع و معادن، راه و ترابري، نفت، اقتصاد و دارايي، كشور، وزارت تعاون و تعدادي از معاونين رييس جمهور تغيير يافته‌اند و براساس اصل 136 قانون اساسي در صورت تغيير، استعفاء، فوت يا شهادت 2 نفر ديگر، كابينه احمدي‌نژاد بايد راي اعتماد مجدد از مجلس شوراي اسلامي را اخذ نمايد. تغييرات اركان كابينه غيرمنتظره در دنياي پر پيچ و خم امروز، با توجه به نظريه‌هاي مختلف علم مديريت توجه بسياري از سياستمداران و توده‌هاي اجتماعي را جلب نموده است. ميزان تغييرات و حواشي قبل و بعد از بركناري وزراء از 2 ديدگاه موافقان و مخالفت دولت قابل بررسي است.

 

ديدگاه موافقان:

احمدي‌نژاد خود را همانند يك مربي تيم مي‌داند كه عملكرد بازيكنان خود را رصد مي‌كند و هر وقت كه مصلحت بداند بازيكن را از زمين بازي خارج مي‌كند. او آرايش‌دهنده تيم است كه تيم بتواند روان‌تر و مقتدرتر بازي كند. او به واحد زماني مديريت بر مبناي دوره 4 ساله يا 8 ساله اعتقاد ندارد. او معتقد است سرمربي تيم بيش از 1460 روز وقت ندارد. رييس دولت كنترل روزشمار دارد و طبعاً از روش سيستم مديريتي پيروي نمي‌كند. موافقان دولت حجم تغييرات دولت را ناشي از ضعف مربي تيم نمي‌دانند بلكه اين تصميم‌گيري را ناشي از اعتماد به نفس رييس دولت مي‌دانند. آنان معتقدند روساي دولت‌هاي گذشته مديريت بر مبناي محافظه‌كاري را ترجيح مي‌دادند ولي دولت نهم با هيچ كس تعارف ندارد و رييس دولت در ابتداي كار از همه وزرا و اعضاي كابينه ميثاق‌نامه گرفته است و به همين خاطر احمدي‌نژاد تابوي شخصيت‌سازي اعضاي كابينه را شكسته است. احمدي‌نژاد معتقد به زايش و رويش در سيستم مديريتي كشور است و اعضاي كابينه بايد خود را با رييس دولت هماهنگ كنند وگرنه از قطار كابينه پياده خواهند شد و جاي خود را بايد به فرد تواناي ديگر بدهند. احمدي‌نژاد به اصالت هدف اعتقاد دارد او در هدف‌گذاري خويش خدمت به مردم را اصل مي‌داند و هر كسي كه از پركاري خسته شود بايد فكري ديگري براي خويش كند. موافقان دولت معتقدند كنار گذاشتن افراد به معناي عدم صلاحيت وي نيست بلكه از وي مي‌توان در ساير بخش‌هاي مديريتي كشور استفاده كرد. موافقان اعتقاد دارند تغييرات در كابينه موجب نوآوري، ابتكار و خلاقيت در مديران كشور مي‌شود.

 

ديدگاه مخالفان:

بي‌ثباتي و عدم امنيت شغلي يكي از نكات برجسته منتقدان كابينه است كه اين بي‌ثباتي در راس هرم، تاثير خود را در سطح قاعده هرم وزارتخانه‌ها به جاي خواهد گذاشت و افراد جديد با برنامه‌هاي جديد و با روش غيرعلمي خويش ثبات مديريت كشور را به هم مي‌زنند. اعضاي كابينه صرفاً ملزم به اجراي برنامه‌ها براساس برنامه 5 ساله و چشم‌انداز 20 ساله هستند و برنامه‌هاي مصوب بدون نظر مجلس شوراي اسلامي غيرقابل تغيير است و صرفاً در چارچوب كوتاه‌مدت و يا ميان مدت مي‌توانند برنامه خويش را تنظيم كنند.

مخالفان سوال اساسي ديگري را طرح مي‌كنند و آن اين است كه انتخاب اعضاي كابينه همانند همسرگزيني است. دقت اوليه شاه‌ داماد، اطرافيان و مشاوران او بايد منتج به گزينش فرد مناسب باشد، زيرا پس از انتخاب وزير، معاونين وزراء‌ مديران كل كه به انتخاب وي وابسته هستند و اينان محصول انتخاب وزير هستند و مديران ارشد و مياني همانند فرزندان اين وزير هستند كه قطع علقه رييس دولت با وزير، فرزندان بي‌سرپرست را در معرض خطرات و ناامني قرار مي‌دهد و مديران مياني دچار سرخوردگي، بي‌برنامه‌گي و وادادگي در حوزه كاري خويش مي‌شوند و در لايه‌هاي زيرين هرم بي‌ثباتي و بي‌انگيزگي موجب ركود و سستي امور خواهد شد. بي‌اعتمادي بدنه دستگاه‌هاي اجرايي يكي از آفت‌هاي اصلي تاثيرگذار در امور جاري كشور است.

مخالفان معتقدند دولت در انتخاب وزراء از يك مكانيسم كارشناسي و علمي و رويكرد مثبت‌انديشي بايد برخورد باشد. اين دولت فاقد ظرفيت و جامعيت از استفاده اهل علم، حلم و سياست در كشورداري است. تصميمات خلق‌الساعه انفرادي و يا چند نفره محصول تغييرات عمده در كابينه است. اين روش آزمون و خطا در 3 سال گذشته روشي منفي، پرهزينه براي كشورداري است كه خدمات شبانه‌روزي به مردم را دچار نارسايي و تناقض مي‌كند.

روش حذفي وزراء موجب اتخاذ تصميمات محافظه‌كارانه در كابينه براي ساير اعضا خواهد شد و اين روش به نوعي 2 جبهه را بر روي رييس دولت باز مي‌كند. جبهه خارج‌شدگان از كابينه كه از توديع و معارفه و پس از آن شروع به نقادي آشكار و پنهان مي‌كنند و جبهه ديگر ماندگاران در كابينه هستند كه با تحفظ، مصالح نظام،  انقلاب و اسلام از درون دولت را واكاوي مي‌كنند كه اين هر دو حالت به ضرر كابينه و رييس آن است.

سوال اساسي اين است كه آيا كابينه نخست احمدي‌نژاد كابينه دلخواه وي بوده است و يا كابينه‌اي ائتلافي از درون جبهه اصول‌گرايان شكل گرفته بود كه پس از كاركرد كوتاه مدت و حاشيه‌دار منجر به جراحي‌هاي چند ساله اخير شده است علماي علم مديريت در مقابل اين سوال قرار گرفته‌اند. كداميك از روش‌هاي مخالفان و موافقان كارساز كارآمدي يك كابينه كارآ، مقتدر است و كداميك مي‌توانند رضامندي مردم را فراهم نمايند. آيا روش سومي نيز متصور است.

 

 

مدير مسئول

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:31  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«كود‌ك‌آزاري تراژدي غم‌انگيز»

 

زمان كوتاهي از حادثه شكنجه دانش‌آموز دبستاني مسجد سليماني توسط معلمش نمي‌گذرد كه جامعه ما با يك تراژدي غم‌انگيز اجتماعي ديگر در استان زنجان روبرو شده است.

زن نيكوكاري كه در يك موسسه خيريه شهر زنجان داوطلبانه به امور خيرخواهانه مشغول است ضمن اطلاع از وقوع حادثه تاسف‌انگيز درخصوص سوزانده شدن سه نفر از كودكان يتيم كه سرپرستي آن‌ها را سازمان بهزيستي در «مركز نگهداري مهر زنجان» بر عهده داشته و با افشاگري آن در رسانه‌هاي محلي زنجان از جمله هفته‌نامه «بهار زنجان» پرده برداشت. او به رسانه‌ها گفت:«روي بدن اين كودكان كه زهرا، مريم و محمدمهدي نام دارند داغ گذاشته شده است». انتشار اين خبر با عكس كه به وضوح نشانه از داغ گذاشتن بر بدن سه كودك يتيم حكايت داشت و اظهارات ضد و نقيض مسئولان درخصوص اين خبر تكان‌دهنده هشداري است كه بايد مسئولان آن را جدي تلقي نمايند. كالبد شكافي اين حادثه نشان مي‌دهد كه:

اصحاب رسانه مي‌توانند به عنوان ركن چهارم دموكراسي، عامل بازدارنده درخصوص جرايم، تخلفات و كج‌خلقي‌هاي مديريتي در كشور باشند و دست‌اندركاران مي‌توانند با ثمن قليلي اطلاعات بكر و دست‌نخورده را بدون هزينه‌كرد جمع‌آوري، پردازش و تجزيه و تحليل نمايند و حراره‌السنج مناسبي از وضعيت اجتماعي و اقتصادي جامعه باشند و به جاي تكفير اهل علم و قلم به شايستگي صاحبان قلم و انديشه را تكريم كنند. شايسته است كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از كالبد شكافي پديده‌هاي اجتماعي توسط خبرنگاران در روز خبرنگار (17 مرداد) روز شهادت شهيد صارمي از اهل قلم كه در حوزه‌هاي اجتماعي خصوصاً كودكان يتيم و حمايت از حقوق آنان در تلاش هستند تجليل نمايند تا شايد مسئولان سازمان بهزيستي كه در موضوع‌گيري اوليه خويش رسانه‌ها را به سياه‌نمايي و تشويش اذهان عمومي متهم و به نحوي رفتار كردند  كه علاقه‌اي به باخير شدن مردم از چنين حادثه‌اي نداشته‌اند را مورد سوال قرار دهند. گرچه با حضور به موقع رييس دفتر بازرسي سازمان بهزيستي كشور و بررسي و تحقيقات ميداني صحت موضوع اثبات و متهم اصلي به دستگاه قضايي معرفي و بازداشت شد كه سرعت عمل اين تصميم موجب تقدير از كاركنان متعهد و ساعي بهزيستي حكايت دارد كه بار مشكلات بخش اعظم از مسايل اجتماعي را با كمترين امكانات بر دوش مي‌كشند.

تاكيد منابع غني اسلامي خصوصاً نهج‌البلاغه و خطبه سراسر پند مولا اميرالمومنين (ع) درخصوص حقوق انسان‌ها نشانه اوج حرمت‌گذاري حكومت اسلامي است.

هنگامي كه عمال معاويه به شهر «انبار» واقع در مرز عراق و شام مرتكب جناياتي هولناك شدند. امام مسلمين با حالي اندوهناك كه دامن عبايش به زمين كشيده مي‌شد به «نخيله» منزلگاهي نزديك كوفه رسيد و بر روي بلندي ايستاد و براي مردم خطبه خواند« به من خبر رسيده كه عمال معاويه به خانه زني غيرمسلمان كه در پناه اسلام جان و مال آن محفوظ است وارد شده و خلخال و دستبند و گوشواره از تن آنان درآورده‌اند.... اگر به خاطر اين حادثه تلخ براي اين زن يهودي انسان بميرد سزوار و شايسته ملامت و سرزنش نيست.»

اين روش حكومتي امام (ع) درسي است براي همه مسئولان حكومتي كه جان و مال همه شهروندان اعم از دين‌دار و غيردين‌دار داراي حرمت است و از آنجايي كه حكومت پاسخگوي تعدي به جان و مال يك زن يهودي در حوزه جغرافيايي حكومت است، بالطبع جسم و جان 3 كودك يتيم، مسلمان، پاسخگويي مسئولان اگر شايسته مردن نيست حداقل سزاوار نكوهش، سرزنش و استعفا است.

برابر مفاد ماده 3 پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك كه جمهوري اسلامي نيز در سال 1373 به آن پيوسته و متعهد به اجراي آن شده است لذا در جامعه ايراني كودكان فاقد حقوق مستقل بوده و خط مقدم اعمال خشونت از سوي والدين، بستگان و يا نهادهاي فرهنگي و اجتماعي هستند. خبرهاي منتشر شده در مطبوعات و ساير رسانه‌ها حاكي از آن است كه اين پديده بعضاً با بي‌تفاوتي جامعه و مسئولان روبرو شده است كه لازم است مجلس شوراي اسلامي علي‌الخصوص كميسيون امور اجتماعي با حساسيت موضوع خشونت كودكان و زنان را پيگيري نمايند و از سوي ديگر با استمداد ازنهادهاي مدني و مردمي وضعيت كودكان آسيب‌ديده را كه در مراكز بخش خصوصي و دولتي نگهداري مي‌شوند و يا در عرصه خصوصي (خانواده) مورد ايذاء و اذيت قرار مي‌گيرند مورد مداقه بيشتري قرار دهد.

در ماده 19 اين پيمان‌نامه آمده است «دولت‌ها موظف هستند كودك را از هر نوع بدرفتاري والدين يا سرپرستان ديگر محافظت كنند»

در سنت نبوي و سيره معصومين (ع) عنايت ويژه تكريم يتيمان سفارش موكد شده است رسول گرامي (ص) اسلام هيچ‌گاه تحمل ناراحتي كودكان يتيم را نداشت و فرموده است «هرگاه كودك يتيمي گريه كند اشك‌هاي او در   پر مهر و محبت خداوند مي‌ريزد».

و در حديث ديگري از پيامبر اكرم (ص) آمده است:«هنگامي كه كودك يتيم گريه كند عرش خدا به لرزه درمي‌آيد.»

در قرآن كريم آمده است:« نيكي اين نيست كه به هنگام نماز صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكوكار كسي است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آورد و مال خود را با تمام علاقه‌اي كه به آن دارد و خويشاوندان و يتيمان و كارافتادگان انفاق كند».

و در آيه ديگر از احسان به يتيمان به عنوان ميثاق الهي ياد مي‌كند و مي‌فرمايد:«به ياد آوريد زماني را كه از بني‌اسراييل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را نپرستيد و نسبت به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد».

در انديشه اسلامي ضرورت تكريم بر ايتام سفارش شده است و در قرآن كريم بي‌اعتنايي به ايتام علامت كفر و نفاق و نشانه تكذيب دين و روز قيامت تلقي شده است اميد است انتشار اين خبرها درس عبرتي باشد براي خانواده‌ها و مسئولان كه با الهام از فرهنگ غني و پربار اسلامي كه با الويت حفظ كانون خانواده‌ها و با الگوپذيري از روش انبيا و ائمه معصومين و اوليا عظام راه و روش فرزندداري را بياموزند تا امثال «محمد مهدي، زهرا و مريم» داغ در صورت، گردن و پا را احساس نكنند و از سويي ديگر اصحاب رسانه و مردم نوع‌دوست و سخاوتمند دين خود را به جامعه هدف يعني ايتام نيازمند ادا كنند.

 

مدير مسئول

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:30  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«جمعيت سالم و صالح»

 سازمان ملل متحد مراسم روز جهاني جمعيت (25 تيرماه) را هر ساله در جهان برگزار مي‌كند. نمايندگان صندوق جمعيت سازمان ملل در 186 كشور جهان ميزان رشد و كاهش جمعيت را در جهان رصد مي‌كنند. تا شايد با كنترل و تنظيم كمي و كيفي جمعيت از يك انفجار جمعيتي كه كشورها را در سقوط سراشيبي قرار خواهد داد جلوگيري كنند. چند شاخص عمده نماگر، وضعيت يك كشور را به درستي تبيين و روشن خواهد كرد. نرخ مرگ و مير، نرخ باروري، نرخ مهاجرت از شاخص‌هاي عمده در مباحث جمعيت‌شناسي است. گزارش‌هاي منتشر شده دو آژانس يونيسف و سازمان جهاني بهداشت نشان مي‌دهد جمعيت جهان با چالش‌هاي فراواني روبرو هستند.

آب شرب و پاكيزه و سالم و دسترسي سهل راحت به آن يكي از معضلات كشورهاي عقب‌مانده و يا در حال پيشرفته است.

در سال قريب 5 هزار كودك در اثر ابتلا به بيماري‌هاي مربوط به اسهال تلف مي‌شوند. 5/2 ميليارد نفر از جمعيت جهان خصوصاً در مناطق دورافتاده و روستايي به سرويس‌هاي بهداشتي مطلوب و بهداشت دسترسي ندارند كه نبود اين توالت‌هاي بهداشتي جان مردم خصوصاً كودكان را تهديد مي‌كند. از 190 ميليون بارداري‌هاي خواسته و ناخواسته قريب 5 ميليون مجبور به سقط جنين مي‌شود كه در نهايت مرگ 68 هزار نفر از مادران را در پي دارد.

چالش‌هاي ديگر نابرابري جنسيتي در جهان است كه اين نابرابري در زمينه‌هاي سوادآموزي و مراقبت‌هاي بهداشتي و همچنين عدم رعايت حقوق دختران بيشتر نمود داشته است كه برخي از آداب و رسوم و محدوده‌هاي جغرافيايي دور دست از موارد تشديد‌كننده اين حقوق طبيعي است.

 

پيشرفت‌ها و چالش‌هاي جمعيتي:

جمعيت 70 ميليوني كشور ما با بيم‌ها و اميدهاي فراواني روبرو هستند كاهش نرخ رشد جمعيت از 8/3 به 6/1 در سال گذشته از جمله دستاوردهاي مهم شاخص‌هاي جمعيتي تلقي مي‌شود كه اين بهبود شاخص نشانگر اقدامات زيربنايي و زيرساختي در زمينه‌هاي مختلف از جمله تنظيم خانواده و بهداشتي را نشان مي‌دهد.

گرچه با وجود جمعيت جوان نگراني‌هاي درخصوص افزايش نرخ رشد جمعيت تا قريب 5/2 درصد در سال‌هاي آتي دور از انتظار نيست اما تمهيدات لازم و آگاهي ‌بخشي مي‌تواند رشد جمعيت را از صعودي به كاهندگي ميل دهد.

كنترل و پيشگيري از بارداري خواسته و ناخواسته و تاخير در بارداري زنان جوان از نكات برجسته سياستگذاري جمعيت تلقي مي‌شود. گرچه ميزان حاملگي‌هاي ناخواسته از رقم 36 درصد به رقم 20 درصد كاهش پيدا كرده است. وزارت بهداشت ودرمان مي‌تواند با همكاري اصحاب رسانه، خطرات ناشي از افزايش جمعيت را با تنظيم برنامه‌هاي خانواده به زير10% كاهش دهد و اين ميسر نيست مگر اين كه روش‌هاي مدرن پيشگيري و كم هزينه در زمينه بهداشت باروري در دستور كار مسئولين قرار گيرد.

خوشبختانه در 30 ساله گذشته ميزان مرگ و مير مادران و نوزادان از 245 مورد در هر 100 هزار باروري خواسته و ناخواسته به رقم 28 هزار در هر 100 هزار نفر كاهش پيدا كرده است.

مسئله ديگر زنانه شدن فقر است. جمهوري اسلامي نيز همانند تمام كشورهاي دنيا با پديده زنان سرپرست خانوار كه حدود 8% همه خانوارها را تشكيل مي‌دهد روبرو است. فوت همسران براثر تصادف، فوت ناشي از كار، فوت بر اثر اعتياد، و بيماري‌هاي شايع ناشي از صنعتي شدن كشورها از جمله زنانه شدن فقر است. در ايران بين 20 تا 25 درصد جمعيت فقير كه اكثريت آنان در مناطق روستايي و يا در حاشيه شهرها زندگي مي‌كنند و يا اين كه از طبقه سالمندان و زنان هستند ديده مي‌شود كه بيانگر توجه به ارتقاي زنان جامعه به منظور جايگزيني همسر در مراحل تلخ زودمرگي مردان دارد. مشاركت جدي زنان در اقتصاد خانواده و بازار كار با توجه به حفظ شئونات زنان مسلمان مي‌تواند ميزان مشاركت زنان را در جامعه افزايش دهد. اين مشاركت مي‌تواند در تصميم‌گيري و حيات سياسي زنان به طور فزاينده‌اي گسترش يابد.

تصدي زنان در مسئوليت‌هاي حكومتي، پست‌هاي عالي و مياني و همچنين مديريت و اشتغال در مسئوليت رسانه‌هاي مكتوب مي‌تواند اثربخشي حضور و مشاركت زنان را در جامعه افزايش دهد. اميد است والدين با احساس مسئوليت نسبت به زنان كه مادران آينده جامعه هستند و با رعايت بهداشت روحي و رواني آنان فرزنداني صالح و سالم تحويل جامعه دهند و به فرزندان خويش علي‌الخصوص توجه ويژه به دختران جوان نسبت به افزايش كيفيت جمعيت نقش‌آفريني كنند. روز جهاني جمعيت فرصتي بسيار گران‌بها است كه علاوه بر پدران و مادران، سياست‌گزاران جامعه درخصوص اندازه جمعيت و مطلوبيت جمعيت و ارتقاي فرهنگ عمومي جمعيت حوزه جغرافيايي خويش بيشتر انديشه كنند. جمعيت و به معناي ديگر انسان‌ها عائله خداوند تبارك و تعالي هستند كه بي‌توجهي به امكانات بهداشتي، رفاهي، اشتغال و اسكان آنان مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني را به كانون خانواده و جامعه وارد كند.

 

مدير مسئول

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:29  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«انحراف به چپ ...»

 شايد ايرانيان از خوش‌شانس‌ترين مردم در ميان ملل و جهان باشند كه علاوه بر تعطيلات ملي و مذهبي از بذل و بخشش ناگهاني مسئولين نيز هر از چند گاهي برخوردار تا از مواهب تعطيلات بهره و حظ كافي ببرند . توسعه گردشگري و داشتن درآمد ارزي يكي از عقده هاي ناگشودني روساي ايرانگردي و جهانگردي قبل و بعد از انقلاب اسلامي بوده است.

رحيم مشايي معاون رئيس جمهور در امور گردشگري با طرح هاي متنوع و ملون داخلي از قبيل كارت سفر، بن مسافرت ، تخصيص بنزين مسافرت و مرخصي سفر تمام تلاش خود و سازمان تحت يدش را بسيج كرده است تا گردشگري داخل كشور را رونق دهد زيرا از گردشگران خارجي به علل مختلف كه خود بحث جدي و كارشناسي دارد بازار مسافرت داخلي را در ايران گرم كند.

گرچه تعطيلات زياد در ايران مورد نقد عده اي قرار مي گيرد و مجلسيان نيز هر بار با اعلام طرح و دولتيان با تقديم لايحه خبر از كاهش تعطيلات را مي دهند اما حذف هر يك از تعطيلات ملي و يا مذهبي بازتاب خودش را دارد و يكباره مخالفان كاهش تعطيلات با هجمه خويش طرح ها و لوايح نانوشته را عقيم مي كنند و تا مدتي دولتيان و مجلسيان با يك عقب نشيني شمشير تيز كرده كاهش تعطيلات را غلاف مي كنند. اما بواقع مردم ايران با توجه به روحيات خويش علاقمندند تعطيلات بيشتري داشته باشند و با خريد يك تقويم در ابتداي سال نو اول به سراغ تعطيلات خصوصا روزهاي بين التعطيل مي روند و مرخصي و ديد و بازديد خويش را از قبل رصد مي كنند.

روز 14 و 15 خرداد در چند سال گذشته و مرخصي‌هاي اجباري قبل و بعد از آن اهدايي دولتمردان نظام حمل و نقل كشور را دچار مخاطره مي كند ولي در سال جاري تصميم خلق الساعه هيئت دولت پاسپورت سبزي بود بر دست پدران و مادران كه با حذف امتحانات روز پنج شنبه تا بار سفررا به شهر  و ديار خويش بر بندند. گرچه پليس در حد قابل قبولي در برخي از نقاط كشور خود را براي اين سيل انساني آماده كرده بود ولي عدم پيش بيني لازم در محور قزوين – رشت بلايي بود كه مسير 4 تا 5 ساعته تهران – رشت را به 36 تا 48 ساعت افزايش داد . عدم آمادگي پليس همانند ايام نوروز كاملا براي سرنشينان خودروها محسوس بود زيرا در طول محور رشت - قزوين سيل خودروهاي سبك و سنگين در راه مانده شاهد و ناظر اين مسئله بودند كه پليس با ناآمادگي خود را تسليم و غافلگير شده نشان مي داد و علايم و شواهد و ظواهر آن نبود نيروهاي پليس در هدايت مسافران سرگردان خصوصا بعد از اتوبان زنجان به سمت رشت تا لوشان بود. مسافران گرفتار شده در جاده اي كه در آن نه اثري از خودروهاي امدادي داشت و نه علايم و نشانه اي از خودروهاي پليس در يك صف 65 كيلومتري منتظر دستان امداد غيبي بودند.

فاجعه حمل و نقل روز سه شنبه و چهارشنبه با كمبود آب و غذا خصوصا در مناطق كوهستاني كه فروشگاهي يافت نمي‌شد. اتمام بنزين برخي از خودروها و كمبود امكانات سرويس بهداشتي در طول مسير، تصور آقاي مشايي را از رونق امكانات گردشگري به ياس مبدل كرد.

بي مناسبت نيست كه به برخي از عوامل ايجاد كننده اين بحران مديريت پرداخته شود:

1-  تمرين و مشق كردن مديريت بحران به غير از حوادث غير مترقبه و پايلوت كردن اين نمونه در برخي از جاده‌هاي كشور براي چاره‌جويي فرماندهان پليس راه، وزارت راه و ترابري، هلال احمر، بهداشت و درمان، زيرا اين اتفاقات آخرين نخواهد بود. اي كاش يكي از مسئولان همانند برخي از كشورهاي آسياي شرقي به علت اين بي تدبيري استعفاي نمادين خويش را تقديم ملت مي كرد تا فرهنگ عذرخواهي و پوزش طلبي در ايران نيز نهادينه شود و اي كاش يكي از نمايندگان استان در مجلس تلنگري به مقصرين اين حادثه مي‌زد.

2-  آسيب شناسي و اولويت انتخاب و تكميل آزادراه‌ها، حمل و نقل ريلي نشانه زيرا جفاي بزرگي در حق استان گيلان است. افتتاح آزاد راه قم و كاشان در اواخر دهه شصت آزادراه قزوين ـ زنجان در دهه هفتاد و چندين پروژه ديگر كه به نسبت جاده‌هاي شمالي داراي اولويت صفر بودند ترافيك جاده رشت ـ قزوين اثبات‌گر اين است كه جاده‌ها و مسيرهاي اولويت‌دار كدامند و متاسفانه اين اولويت‌ها بيشتر بسته به نفوذ مسئولين داشته است تا ديدگاه‌ كارشناسي.

3-  ضرورت تصويب اعتبار مكفي به پروژه راه آهن قزوين ـ آستارا، آزاد راه قزوين رشت و آزاد راه تهران چالوس از نان شب هم براي مسئولان واجب‌تر شده است. ضرورت دارد مسئولان با جديت بيشتري اقدام به اتمام اين پروژه ها نمايند تا ظرف 5 روز شاهد كشته شدن 50 نفر از هم‌وطنان و مجروح شدن 700 نفر نباشيم.

4-  ساخت دولت از دوره مادها تاكنون با قدرت توامان بوده است و پاسخگويي به مردم به سبب شكست غرور مسئولان حتي در سطح پايين عيب و عار تلقي شده است خسارات ناشي از بي مبالاتي مسئولان از اعلام تعطيلات تا بي تدبيري در مديريت جاده را هيچ كس قبول نكرد. و آن چيزي كه مورد شماتت قرار گرفت مردم بودند ! مسئولان پليس راه اعلام كردند «متاسفانه عدم رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و انحراف به چپ رانندگان» زمينه‌ساز اين بحران در حمل و نقل بوده است. كه صد البته رانندگان  متخلف نيز در اين امر بي تقصير نبوده اند اما اي كاش حداقل يك فرمانده پليس با 100 سرباز وظيفه همانند ايام نوروز جلودار پيشگيري اين تخلف و ذنب لايغفر مي‌شدند.

5-   فرهنگ رانندگي در ايران در قالب زرنگي شكل گرفته است يعني راننده ايراني هيچگاه قانع به حق و مسير تعيين شده خويش نيست و از هر گذرگاه يا مفري استفاده مي‌كند تا خود را قهرمان رانندگي قالب كند و بدتر از آن در مسير جاده ها و اتوبان ها حضور پليس را در فلان پيچ و يا نقطه با دست و ايماء و اشاره به رانندگان متخلف مقابل اطلاع مي دهند يعني آموزش تخلف كه جا دارد با مطالعه عملكرد پليس كشورهاي آسيايي، نه اروپايي همچون مالزي و چين اين روش نيز در ايران جاري تا خطاكاران خود را در مقابل قانون تسليم كنند.

 

مدير مسئول

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:28  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«امير مهرباني»

چهاردهم خرداد 1368 قلبي مطمئن از تپش ايستاد كه فقط براي رضاي حق تعالي و خدمت به بندگان خدا مي‌تپيد و چشماني بسته شد و لباني خاموش شد كه از آن‌ها جز نداي انبياء به گوش نرسيد.

احياگري

احياگري اسلام و حاكميت ديني از بارزترين جلوه‌ها و منظومه فكري امام را تشكيل مي‌داد. حيات‌بخشي دل و قلب انسان‌ها و سوق دادن جوانان به سمت و سوي دين و وارد كردن دين به صحنه زندگي انسان‌ها در عالم احساس عزت، هدايت و كرامت از بزرگ‌ترين انديشه‌هاي احياگري امام بوده است.

از ديگر محورهاي احياگري مسلمين مرعوب نشدن انسان‌ها در مقابل شكست و خودباختگي است تكيه بر نيروهاي خدادادي، داشتن اراده، عدم احساس هراس، ترديد و دودلي در دنيا در مقابل با ظلم و ستم و جور و داشتن آرامش در مقابل با خدايان زميني از جمله احياگري در قرن حاضر است.

حضرت امام از معدود كساني پس از معصومين است كه با دريافت صحيح از همه مباني تفسيري قرآن را حقيقتي ماوراي ظاهر كلمات مي‌ديد و با انديشه‌اي ژرف، آزاد و با طراوت و درك علمي و مقاصد الهي تيزبيني و نازك‌انديشي پيوندي بين مردم خصوصاً جوانان با قرآن و معرفت ديني ايجاد كرد.

حضرت امام در دوران سياه ستم‌شاهي و حاكميت زورگويان در تمامي دنيا و وارونگي دين اسلام حقيقي را در آينه شفاف دين آشكار كرد و چهره حقيقي و واقعي و ارزش و جايگاه و مقام حكومت ديني را جلوه‌گر شد.

 

هنر امام (ره):

-    او هنرمندي چيره‌دست علوم مختلف بود. سيره و روش ايشان بر پايه مباني اعتقادي و كلامي بدون كم‌ترين خدشه‌اي موج مي‌زند. شخصيت چند وجهي و همه جانبه ايشان براي همه مردم با گرايش‌ها و انديشه‌ها و اديان و مذاهب مختلف بي‌بديل و بي‌نظير است.

-    توجه عميق به آداب عبادي و رابطه انحصاري با خداوند، اسوه و الگوي انسانيت داشتن صفات كمالي، تنظيم روابط صحيح در كانون خانوادگي و زندگي خصوصي و شخصي، داشتن مثلي و روش سياسي منحصر نبود، به حساب آوردن مردم به عنوان صاحبان حكومت و كشور،‌يك جا ديدن ناس و خداي ناس قايل بودن به نقش‌آفريني مردم در بنيان‌گذاري، تداوم و حفظ حكومت، انتقادپذير بودن و تحمل مخالف، «تا زماني كه گروه‌هايي همچون چريك‌هاي فدايي خلق اكثريت و اقليت، پيكار در راه آزادي طبقه كارگر، كومله و دموكرات * سازمان منافقين دست به كارشكني و توطئه و جاسوسي و سلاح نبرده بودند، آزاد بودند. قائل بودن به «پذيرش چند صدايي در روحانيت از جمله انشقاق روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز» به چند صدايي و تضارب آراء، افكار و انديشه‌ها

-    مقابله به تك نظري و انحصارطلبي «قفل شده است بعضاً به اطلاع امام مي‌رساندند كه شخص شما را قبول ندارد مي‌فرمودند:«مگر من از اصول عقايد و قرآن هستم؟ چه اشكالي دارد كه خميني را قبول نداشته باشد.

انديشه‌هاي يك رهبر

انتخاب مدل حكومتي براي مديريت كشور امام با انتخاب «جمهوري اسلامي» حكومتي را براساس قوانين اسلامي پايه‌گذاري نمود كه مدل اين حكومت با توجه به آموزه‌هاي ديني جمع‌پذيري با استبداد را ندارد و به همين خاطر امام اعتقاد داشت دموكراسي حكومت واقعي ديني كامل‌تر از دموكراسي كشورهاي پيشرفته غربي است و اسلام با جامع بودن خويش توانايي مديريت بر اداره كشور را دارد.

امام معتقد بود ولايت يك فقيه جامع شرايط و بصير و آگاه همان ولايت رسول‌ا... است يعني امام ولايت فقيه را ولايت بر امور مملكت‌داري مي‌دانست و اصل ولايت فقيه مترقي‌ترين اصل قانون اساسي از جانب امام اعلام شديعني فقيه با توجه به مقتضيات زمان و مكان مي‌تواند كشور را بيمه كند كه مصاديق آن پذيرش قطعنامه 598، عدم دخالت و طرفداري در جنگ دوم خليج فارس (حمله عراق به كويت) ماجراي جنگ سوم خليج فارس (حمله آمريكا به عراق) نپذيرفتن حكومت نظامي روز 21 بهمن 1357

امام معتقد بود «آمريكا دشمن شماره اول بشر و ماست» اما با توجه به آموزه‌هاي ديني و قرآني و روش انبياء حاكميت مستضعفان صالح و محروم را در دنيا تعقيب مي‌كرد و به همين لحاظ اعتقاد داشت هر جاي جهان اگر مبارزه‌اي بر عليه مستكبرين هست ما نيز هستيم.

شكسته شدن هيمنه آمريكاي مستكبر در افغانستان، عراق، فلسطين، لبنان، سوريه، آمريكاي لاتين و مقابله با تك‌نوازي آمريكا در جهان از جمله راهبردهاي هدايت‌گرايانه ايدئولوژيك و كاريزماي تاريخي ايران اسلامي است.

آرايش فكري اسلام سياسي محمدي (ص) در مقابل اسلام آمريكاي اعم از طالباني و اسلام برخي از كشورهاي به ظاهر اسلامي منطقه از جمله مولفه‌هاي مهم انديشه‌هاي امام است امام با تكيه بر فقه جواهري و اجتهاد پوياي شيعه اثني عشري براساس شرايط مي‌تواند جوابگوي دنيا باشد. زمزمه‌هاي جدايي دين از سياست، فرقه‌سازي، طايفه‌بندي از جمله مظاهر اسلام آمريكايي بود كه امام روشنفكران و مبارزان و جوانان مسلمان جهان اسلام را به سمت مباني اسلام محمدي (ص) كه همانا آزادي و استقلال بر پايه مردم سالاري ديني در آن بنان شده است هدايت مي‌نمود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:27  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«27 ارديبهشت 1327» «يوم‌النكبه»

 

تاريخچه جنايت:

غارت، اشغال و تجاوزاز زمان ابناء بشر تاكنون در ابعاد مختلف وجدان انسان‌ها را مكدّر كرده است. اما جنايت 60 ساله اخير در اين كره خاكي روح انسانيت را آزرده خاطر كرده است. روزنامه‌نگاري به نام «تئودور هرتزل» در 111 سال پيش (سال 1897) كنگره‌اي را در سوئيس برگزار كرد كه پايه و ريشه جنايت را تحت عنوان كنگره اول صهيونيزم آبياري كرد. هدف غايي اين كنگره ايجاد تفكر و انديشه يك كشور براي يهوديان در فلسطين بود.

انگلستان از سال 1839 (169 سال پيش) به علت قيموميت به طور رسمي از يهوديان ساكن در فلسطين، سوريه و شبه‌جزيره سينا حمايت و در روند مهاجرت يهوديان از نقاط مختلف به اين سرزمين تلاش كرد. در سال 1917 ميلادي همزمان با انقلاب لنين در روسيه تزاري «جيمز بالفور» وزير امور خارجه وقت انگليس جدي‌ترين گام را در زمينه انعقاد نطفه حرام رژيم صهيونيستي در فلسطين برداشت.

در سال 1917 ميلادي براساس اعلاميه معروف به «بالفور» و مندرجات آن تمام اراضي فلسطين به دست يهوديان افتاد.

51 سال پس از اولين كنگره صهيونيسم يعني 15 ماه مي 1948 ميلادي كه مصادف با 25 ارديبهشت 1327 «هـ.ش» رژيم نامشروع صهيونيستي پس از خروج نيروهاي انگليسي از فلسطين و اشغال كامل سرزمين مردم مسلمان و مظلوم اين كشور موجوديت خود را به جهان اعلام كرد. همزمان با پايان قيموميت و اشغال انگلستان در فلسطين و خروج كميسر عالي انگليس از فلسطين يهوديان ساكن به رهبري «ديويد بن گورين» رسماً موجوديت خود را به نام كشور اسراييل اعلام و تنها چند دقيقه بعد شوروي و آمريكا اين رژيم را به رسميت شناختند و عصر همان روز 4 كشور عربي مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت غاصب و نوظهور اسراييل اعلام جنگ دادند و اين اولين جنگ خونين و بي‌پايان اعراب و اسراييل بود.

فلسطينيان تاوان گناهي را پس مي‌دادند كه هيچ‌گاه در جنگ جهاني اول و دوم مرتكب آن نشده بودند و اروپاييان گناهكار و يا به قول رييس جمهور احمدي‌نژاد متهم به گناه د رميان هلهله و غريو شادي، مردم فلسطين را پيش‌مرگ گناه خود كردند. 15 مي 1948 يعني 25 ارديبهشت 1327 هجري شمسي شوم‌ترين فاجعه در دنياي اسلام و در بيت‌المقدس سرزمين و مهد پيامبران رقم خورد و دولت غاصب يهود بر روي خرابه‌هاي سرزمين ملتي ديگر بنا شد.

همراهي انگليس و كشورهاي پيروز در جنگ جهاني دوم (1320 هـ . ش) با مشروعيت سازمان جديدالتاسيس «ملل متحد» بي‌سابقه‌ترين هويت جعلي را براي اسراييل سند و مهر و موم كردند.

شبه‌نظاميان (ميلشياي) سازمان يافته‌ترين گروه‌ها بودند كه از همان ابتداي روز 15 مي با مجوز سازمان ملل متحد و كارت كشورهاي آمريكا، شوروي و انگليس با ترور، اشغالگري، آوارگي، كشتار دسته جمعي زنان، كودكان و سالمندان توسعه‌طلبي تئوري پروتكل بقا را در اسراييل كاشتند. در طول 60 سال جنايت واضح و روشن، هميشه خود را يك پاي مذاكرات و به صحنه درآوردن كشورها و مجامع بين‌المللي نشان داده است. اسراييل مذاكره را بدتر و خشن‌تر از جنگ عمل مي‌كند و به هيچ قاعده گردن نمي‌دهد و در قبال عملكرد و تاكتيك‌هاي وحشيانه خود جوابگو نيست. اسراييل نه به تذكر، نه هشدار و نه انزجار افكار عمومي وقعي نمي‌نهد.

جنگ‌هاي 1967 و 1973 اسراييل با كشورهاي عربي هيچگاه نتوانست آتش سلطه‌جويي و توسعه‌طلبي رژيم نامشروع را خاموش كند. شكست پياپي كشورهاي عربي، ظلم، جنايت، تجاوز و آوارگي مردم از خانه و كاشانه اجدادي خويش و سرخوردگي فلسطينيان براي به دست آوردن حقوق مشروعشان از طرق قانوني، مذاكرات بي‌حاصل رهبران عربي و فلسطيني راهي جز قيام مردمي كه واژه آن انتفاضه است در پي نداشته است.

 

انتفاضه:

انتفاضه به لحاظ لغوي به معناي جنبش و لرزش كه همراه با نيرو و سرعت است كه در هشتم دسامبر سال 1987 وارد ادبيات سياسي دنيا شد و معادلات رژيم مخوف اسراييل را به هم زد.

 

علل انتفاضه اول 1987:

انتفاضه يا «انقلاب سنگ يا انتفاضه بزرگ» در سال 1987 بر اثر تصادف يك كاميون اسراييل با خودرو حامل كارگران فلسطيني در نزديكي اردوگاه جباليه در غزه كه منجر به كشته‌ شدن 4 فلسطيني و زخمي شدن تعدادي گرديد كه چند عامل عمده موجب بروز اين انتفاضه گرديد.

1.       پيروزي انقلاب اسلامي ايران

2.       ياس و نااميدي فلسطينيان از سازمان‌هاي سياسي فلسطيني

3.       نااميدي فلسطينيان از سران عرب و كشورهاي عربي

4.       سياست‌هاي خشن و سركوبگرانه اسراييل (تبعيد، قتل عام و كشتار و ...)

5.       شكاف طبقاتي، ميزان ماليات سنگين در پرداخت‌هاي كارگري

6.       شهرك‌سازي در سرزمين‌هاي اشغالي براي مهاجران يهودي و مصادره اموال و زمين‌هاي آنان

7.       اخراج هزاران فلسطيني از خانه و كاشانه خويش

 

انتفاضه دوم (انتفاضه الاقصي)

در 28 دسامبر سال 2000 آريل شارون رهبر وقت حزب ليكود با حفاظت سه هزار نيروي نظامي براي انجام سخنراني در مسجدالاقصي و بناي هيكل سليمان آغاز شد كه علل عمده آن عبارت از:

1.       پيروزي خردادماه 1379 حزب‌ا... بر ارتش اسراييل كه منجر به عقب‌نشيني از منطقه جنوب لبنان شد.

2.       شكست مذاكرات تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي در سال 1379

3.       به تعويق افتادن اعلام كشور فلسطين

4.       تداوم ضرب و شتم، شكنجه، قتل و عام و تبعيد فلسطينيان

5.       فقر و بيكاري و تشديد مجازات‌هاي اقتصادي بر عليه فلسطينيان

 

دستاوردهاي مهم انتفاضه اول و دوم

دستاورد سياسي: مبني بر حذف رويه‌هاي سازش‌كارانه سازمان آزادي‌بخش فلسطين يا ساف كه گرفتار بروكراسي، معامله و مذاكره با دولت‌ها و قدرت‌هاي پوشالي شده بودند.

دستاورد اجتماعي: حركت خودجوش و توده‌وار مردم عليرغم اين كه داراي رهبري و راهبرد استراتژيك نبودند.

شكل‌گيري جنبش‌هاي اسلامي همانند: مقاومت اسلامي حماس و جنبش جهاد اسلامي، تشكيل گردان‌هاي عزالدين قسام (وابسته به حماس)، گردان‌هاي شهداي الاقصي (وابسته به جنبش فتح)، گردان‌هاي ابوعلي مصطفي (وابسته به جبهه خلق براي آزادي فلسطين)، گردان‌هاي القدس (شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي).

گسترش انتفاضه به مناطق اشغال 1948 (حيفا، يافا، ام‌الفهم، ناصره و ...)

پس از 60 سال توده‌هاي مردم و گروه‌هاي مقاومت فلسطيني با الهام از انقلاب اسلامي و رهبري باصلابت جمهوري اسلامي پس از ده‌ها سال انفعال سياسي رهبران عرب و فلسطيني، انقلاب سنگ منجر به استفاده از خمپاره، تفنگ، مواد منفجره و عمليات‌هاي استشهادي گرديد. فضاي بين‌المللي را تحت تاثير خود قرار داد. و با راهبردهاي فعالان سياسي و نظامي و تاثير‌پذيري از جنگ 33 روزه افكار عمومي جهان عرب و اسلامي و اروپا و آمريكا را تحت تسخير خود درآورد. رژيم صهيونيستي با انتفاضه اول و دوم با افزايش هزينه‌هاي نظامي و تلفات انساني و ركود بخش‌هاي اقتصادي، تجاري، بازرگاني و صادرات روبرو شده است.

مهاجرت معكوس يهوديان در دو سطح، شهرها و شهرك‌ها به خارج از سرزمين‌هاي اشغالي 1948 و خارج‌ از كشور نويد بسيار زيادي را به مومنين و صابرين مي‌دهد كه روز نكبت يا فاجعه مردمان فلسطين به سر آمده است و ميليون‌ها فلسطيني و 700 هزار بي‌خانمان و 10 هزار زنداني دربند رژيم در انتظار طلوع فجر هستند.

بحران‌هاي اقتصادي، افزايش بي‌كاري، بحران در صنعت پردرآمد گردشگري، ركود بي‌سابقه در صنايع هواپيمايي و شكست بي‌سابقه ارتش تا دندان مسلح رژيم نامشروع از فرزندان حزب‌ا... در لبنان بارقه اميدي است كه با استعانت از حق تعالي و مقاومت زنان و مردان فلسطيني به ثمر خواهد نشست.

 

مدير مسئول

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:26  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

«كدام دولت؟» «كدام مجلس؟»

 

 

 

 در حالي كه تازه‌ترين رتبه‌بندي نرخ تورم از ميان 180 كشور جهان، جمهوري اسلامي ايران پس از كشور اريتره (22%)، گينه بيسائو (23%)، ميانمار (40%) و زيمباوه (16170%) با داشتن نرخ تورم 19 درصدي در جايگاه پنجمين كشور دنيا جاي خوش كرده است.

و كشور ژاپن و نيجر با نرخ تورم صفر درصد و در 87 كشور كمتر از 5 درصد و 156 كشور كمتر 10 درصد رتبه‌بندي شده‌اند.

ضريب حقوقي قريب 5/2 ميليون از كاركنان  پس از 60 روز با بي‌توجهي دولت روبرو است. دولت در چند سال اخير عائله خود را به دلايل نامعلوم در تنگناي مالي قرارداده است و نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي عليرغم تصويب و ابلاغ قانون خدمات كشوري كه آن را جزء افتخارات خود مي‌دانند با سكوت و چراغ خاموشي خود را از اين مسئوليت بزرگ نظارت مخفي كرده‌اند و در خصوص ضريب حقوقي هر ساله كاركنان بدون توجه به قوانين موضوعه سكوت را بر وظيفه قانوني خود يعني نظارت ترجيح داده‌اند. كاركنان دولت كه سياستگذار، هدايت‌گر و مجري دستورات پدر خانواده هستند در لبان قيچي ضريب حقوقي (افزايش منطقي حقوق و مزايا) وتورم ماهانه گرفتار شده‌اند. تورقي بر قوانين نيم قرن اخير نشانه توجه قانونگذاران به كاركنان دولت بوده ولي در عمل دولت‌مردان به دلايل عديده از اين تكليف قانوني به انحاء مختلف شانه خالي كرده‌اند و اگر نقبي به پرونده‌هاي ارتشاء، اختلاس، بي‌انگيزگي، كم‌كاري، نارضايتي بزرگي و اندازه حجم دولت و فرصت‌سوزي كاركنان دولت زده شود و آسيب‌شناسي جامع به عمل آيد آن‌گاه نشانه‌هاي فراواني از وضعيت نابسامان نظام اداري آشكار خواهد شد.

 

 

 

 

پيشينه افزايش حقوق كاركنان دولت:

الف) قانون استخدام كشوري:

براساس ماده 33 قانون استخدام كشوري مصوب 31/3/1345، سازمان امور اداري و استخدامي كشور مكلف بود براساس افزايش هزينه زندگي و عوامل ديگر تغيير را براي تصويب مجلس به دولت پيشنهاد كند و اولين ضريب حقوق چهل ريال تعيين شده بود كه اين ضريب در تاريخ 1/1/1358 از 90 به 100 ريال افزايش پيدا كرد. شرايط ويژه جنگ سبب آن شد كه كاركنان دولت با تعصب و غيرت در كنار مردم با همين ضريب حقوقي زندگي خود را اداره كنند.

 

ب) قانون نظام پرداخت كاركنان دولت:

با اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب 13/6/1370 مجلس شوراي اسلامي و براساس تبصره 4 ماده 1 قانون دولت مكلف گرديد تغيير ضريب حقوق ماده 33 قانون استخدام كشوري را همه ساله با توجه با شاخص هزينه زندگي مورد تصويب قرار دهد و حقوق بازنشستگان و مستمري‌بگيران را با همان نسبت افزايش دهد كه ضريب جدول كه از 1/1/1358 تا پايان سال 1373 روي عدد 100 ماندگار شده بود از 1/1/1374 به به 120 ريال و تا 16/1/1382 به 320 ريال افزايش پيدا كند.

 

ج) ماده 3 قانون برنامه سوم توسعه:

براساس بند (ز) ماده 3 قانون برنامه سوم توسعه دولت مكلف شد حقوق كاركنان را طي برنامه در ابتداي هر سال براي تمامي مشاغل متناسب با تورم و حداقل مساوي با آن افزايش دهد.

 

د) ماده 150 قانون برنامه:

مجلس شوراي اسلامي براساس ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1383 دولت را موظف كرد:

«حقوق كليه كاركنان اعم از شاغل و بازنشسته را طي برنامه چهارم و در ابتداي هر سال براي تمامي رسته‌هاي شغلي، متناسب با نرخ تورم افزايش دهد»

 

 

هـ) ماده 125 قانون خدمات كشوري مصوب 15/9/1386:

قانون خدمات كشوري كه آمال و آرزو كاركنان دولت است و براي تصويب آن در چند مرحله هزاران فرهنگي در خانه ملت «بهارستان» تجمع كردند و عده‌اي نيز دستگير شدند در فصول دهم و سيزدهم به تفكيك هر فصل متناسب با احكام اين قانون در اولين سال اجرا پانصد ريال تعيين نموده است و در سال‌هاي بعد حداقل به اندازه نرخ تورم كه هر ساله از سوي بانك مركزي اعلام مي‌گردد افزايش مي‌يابد و بر اين اساس دولت قريب 6 ماه از قانوني بودن اين مصوبه درخصوص اجرايي كردن آن بي‌تفاوت است و نمايندگان ملت بدون توجه به وظيفه قانوني خود سكوت را ترجيح داده‌اند و ميليون‌ها كارمند دولت و قريب 12 ميليون عائله اين خانوار بزرگ را سرگردان كرده‌اند.

حافظه تاريخ در قانون‌گذاري نشان مي‌دهد از زمان تصويب قانون استخدام كشور يعني 31/3/1345 تاكنون قريب 42 سال مي‌ گذرد و در تطور تاريخي قانون استخدامي نشانه‌هاي افزايش حقوق و مزاياي كاركنان دولت براساس افزايش هزينه زندگي، شاخص هزينه زندگي، متناسب با نرخ تورم در ابتداي هر سال، و يا حداقل به اندازه نرخ تورم توسط قانون‌گذار ياد شده است. افزايش حقوق كاركنان دولت با توجه به نرخ تورم براي ايمن‌سازي كاركنان دولت اعم از شاغل و بازنشسته از آسيب‌هاي زندگي، جلوگيري از فساد اداري، ايجاد انگيزه براي خدمتگزاري بيشتر به مردم مورد تاكيد قانونگذار بوده است.

 

و) وضعيت كاركنان در سال 1386 از دو منظر:

مجلس شوراي اسلامي براساس بند (ك) تبصره 19 قانون بودجه سال 1386 و در راستاي تحقق ماده 150 قانون برنامه از يك منظر مكلف بود طبق نرخ تورم رسمي (7/13 درصد) ضريب حقوق كاركنان دولت و بازنشستگان را افزايش دهد.

دولت ضمن استنكاف از اين مصوبه ضريب حقوق كاركنان را 5 درصد افزاش داد كه اين مسئله از چشمان مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان منتخب مردم پنهان نماند ولي اراده‌اي از سوي نمايندگان براي جلوگيري از اين تصميم خلاف دولت به عمل نيامد.

از منظر دوم: دولت با استناد غلط از ماده 6 قانون نظام هماهنگ كه روح و فلسفه آن براي جذب و نگهداري نيروهاي مناسب و همچنين براي مشاغل تخصصي و مديريتي ديده شده بود فوق‌العاده‌اي را تحت عنوان تعديل ابداع و خلق نمود كه اين روش محاسبه كه روش پلكاني تعريف شد صراحتاً مقابله با ماده 159 قانون برنامه برآمد و ظاهراً تحت عنوان سياست عدالت‌محوري به منظور جبران كاستي حقوق طبقات پايين كارمندان توجيه و دفاع نمود. كاهش فاصله حقوقي دريافتي كاركنان گاهاً تا 20 برابر است و كارمند صديق و زحمت‌كش كه با 300 هزار تومان دريافتي (حقوق و مزايا + اضافه‌كار) با هزاران مشكل دست و پنجه نرم مي‌كند فعلاً اگر براي كاهش فاصله حقوق دريافتي كاركنان مد نظر است دولت با ارايه لايحه و مجلس با ارايه طرح مي‌توانند اين مسئله را حل كنند تا فاصله حقوقي اعضا هيئت علمي، قضات و برخي از مديران و هيئت مديره شركت‌هاي دولتي شاغل و بازنشسته بالاي 3 ميليون كاهش يابد. ولي دولت بدون مجوز قانوني و براساس قانون اساسي نمي‌تواند اقدام به كاهش حقوق اساتيد دانشگاه و يا قضات نمايد و مبالغ كاهش يافته را به كادر درماني يا كاركنان دستگاه‌هاي مذكور اختصاص دهد.

 

ز) رياست رازيني و تصميمات ديوان

با شكايت قريب 50 نفر از شاغلين و بازنشستگان در سال 1386 از دولت و طرح دعوي در ديوان عدالت اداري هيئت عمومي ديوان عدالت اداري با اكثريت آرا در تاريخ 26/12/1386 راي به ابطال مصوبه افزايش پلكاني معكوس حقوق كاركنان دولت را صادر و در تاريخ 16/2/1387 براي اجرا به دولت ابلاغ نمود. رازيني با اين ابلاغ دولت نهم را با يك چالش بزرگ روبرو نمود و نمايندگان مجلس هفتم را با علامت بزرگ سوال در حيطه مسئوليت نظارتي خود مواجه كرد.

سوال اينجا است كه آيا عمر خدمتي مجلس هفتم كفاف اعاده حقوق قانوني كاركنان و بازنشستگان دولت را كه همانا پرداخت مطالبات كاركنان و بازنشستگان در سال 1386 بر مبناي نرخ تورم را است را خواهد داشت و يا اين گاف بزرگ اداري را در دوران طلايي خود براي مجلس هشتم باقي خواهد گذاشت؟

شايد اولين آزمون بزرگ مجلس هشتم مسئله مطالبات كاركنان و بازنشستگان دولت و نظارت بر ماده 150 قانون برنامه و ماده 125 قانون خدمات كشوري كه همچنان در محاق است باشد و چشمان تيزبين راي‌دهندگان به اين مسئله دوخته شده است آيا مجلس هشتم توانايي قبولاندن دولت احمدي‌نژاد درخصوص رعايت قوانين مطروحه را خواهد داشت؟ يا اين كه بايد منتظر ماند تا سهم كارمندان و بازنشستگان دولت از درآمد قريب 200 ميليارد دلاري نفت در چند ساله اخير براساس نرخ تورم و قانون خدمات كشوري توسط دولت دهم در سال آينده تحقق يابد.

به هر حال دولت موظف است:

q    ماده 150 قانون چهارم برنامه براي سال 86 و 87 براساس نرخ تورم اجرا كند.

q    دولت موظف به اصلاح مصوبه باطل شده توسط ديوان عدالت اداري است.

q    دولت بايد مابه‌التفاوت حقوق كاركنان و بازنشستگان را پرداخت كند و نسبت به اصلاح احكام مبادرت نمايد.

q  دولت بايد قانون خدمات كشوري را از مورخ 15/9/1387 با تنظيم آيين‌نامه‌ها عملياتي كند و مجلس هشتم موظف است مصوبات دولت را با قوانين تطبيق دهد.

مجلس با چشمان باز بايد نظاره‌گر عمل دولت باشد.

اميدواريم قبل از اين كه مجلس هشتم وارد كارزار امور معوقه مجلس قبلي گردد دولت نهم حق و حقوق قانوني عائله خويش را پرداخت نمايد و مجلس هشتم نيز نظاره‌گر عمل دولت باشد تا اين توپ بزرگ در زمين دولت دهم قرار نگيرد.

و قبل از اتمام عمر خدمتي اين دولت راي ديوان جاري و ساري گردد و دولت محترم عدالت‌گستري و مهر‌ورزي را با توجه به نرخ رسمي تورم در سال 1386 كه 4/18 اعلام شده و در فروردين سال جاري به 1/19 افزايش يافته است درخصوص قشر عظيم كاركنان دولت خصوصاً بازنشستگان و وظيفه‌بگيران كه اكثريت آنان زير خط فقر هستند اعمال نمايند.

بايد منتظر ماند كدام دولت و كدام مجلس را ياراي اجراي اين قانون است و اين نيك‌نامي به نام چه كسي ثبت خواهد شد.

مدير مسئول

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:25  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

برداشت ناصواب مسئولين «عزم ملي »

 هياهوهاي انتخاباتي و تنش‌هاي خرد و كلان سياسي كشور بحث خشكسالي را كه به حيات و ممات اقتصاد كشاورزي و توليد برق آبي ايران ارتباط دارد از دستور كار نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي خارج كرده است. مقابله با خشكسالي و كم‌آبي كشور نيازمند هم‌فكري و همدلي همه قوا براي پشت سر گذاشتن سال زراعي جديد است.

گرچه در وضعيت عادي از ميان 1045 شهر كشور و تعداد زيادي از روستاها با مشكل آب شرب سالم و بهداشتي روبرو هستند اما مشكل كم‌آبي در 18 استان كشور يك بحران ملي است كه حل آن و گذر از اين بحران نيازمند عزم و اراده ملي دركليه سطوح كشور است. آگاهي‌بخشي به مردم و قريب 18 ميليون خانوار در سراسر كشور توسط مسئولين، رسانه‌هاي گروهي و خطيبان جمعه و جماعت مي‌تواند فضاي كشور براي يك صرفه‌جويي ملي مهيا نمايد.

برداشت ناصواب مديران منابع آبي كشور از برف و يخبندان زمستان سال گذشته كه منجر به قطع گاز در پاره‌اي از مناطق كشور از جمله استان‌هاي شمالي گرديد و تعطيلي 2 هفته‌اي و بعضاً چند هفته‌اي مدارس و دانشگاه‌ها، كاهش بارش‌هاي فصلي، افزايش زودهنگام دماي هوا از جمله عوامل عوامل كم‌آبي در كشور تلقي مي‌شود. اين روزها در اكثر نقاط كشور گرماي زودرس جاي خوش كرده است به نحوي كه اين نگراني براي مناطق كوهستاني كه محل استقرار عشاير كشور كه نوعاً محل چراي و تعليف عشاير كوچنده است نيز مستولي گشته است (سومين سرشماري عشاير كوچنده كشور در تيرماه آغاز مي‌شود).

گرچه كشور ايران از لحاظ اقليمي در منطقه خشك و نيمه خشك قرار دارد. برف سال گذشته نيز برف پرآبي نبوده، اما اين گرماي زودرس شتري است كه بر در خانه مسئولين و مردم جاي خوش كرده است بايد دولت براي مديريت منابع آبي كه چه بسا تكرار آن نيز در سال‌هاي آتي محتمل مي‌باشد چاره‌جويي اساسي نمايد.

فرهنگ درست و صحيح استفاده از منابع خدادادي آبي و بهره‌وري منطقي و بهينه آن توسط دولت و مردم بايد در كشور نهادينه شود زيرا  كارشناسان سياسي دنيا از جمله منطقه خاورميانه پيش‌بيني‌ كرده‌اند كه بحران كم‌آبي تا سال 2020 منجر به نزاع‌هاي جدي مابين كشورها خواهد شد خصوصاً كشورهايي كه سرشاخه‌هاي منابع آبي را تحت يد خود دارند.

خشكسالي از يك سو يك تهديد ملي و از سوي ديگر يك فرصت مناسب براي انديشيدن به نعمات الهي از جمله منابع آبي است. راه‌كارهاي علمي و فني و جهادي و بسترسازي مناسب براي چگونگي بهره‌برداري از ذخاير و منابع كشور مي‌تواند اين تهديد را به يك فرصت طلايي تبديل كند و مسئولين، طرح‌ها و برنامه‌هاي ناتمام خويش را در بخش انرژي به يُمن اين تهديد به سرعت تعقيب نمايند.

استان‌هاي برف‌خيز كه با اعمال مديريت سرمازدگي و برف‌زدگي تجربيات عملياتي خوبي را كسب نموده‌اند با بسيج مديران استاني خويش در مديريت گرمازايي نيز پنجه در پنجه طبيعت براي عبور از اين معبر بيندازند و با بكارگيري آلات و ادوات لازم براي صرفه‌جويي، ذخيره‌سازي و پمپاژ آب همت گمارند.

اين فرصت بسيار گران‌بهايي است كه صرفاً در شرايط غيرمترقبه مي‌تواند موجب بسيج امكانات براي اصلاح امور گردد.

برنامه‌ريزان دلسوزان با تعيين سرفصل‌هاي اصلي مقابله با خشكسالي و چگونگي استفاده بهينه از منابع آبي مي‌توانند موارد ذيل را در دستور كار خويش به عنوان يك برنامه چند ساله حوزه كاري خويش تعريف و از آن دفاع نمايند.

1.       اتمام يا ايجاد سدهاي بتوني، خاكي و بندهاي مهار آب براي كشاورزي و توليد برق آبي

2.       ايجاد كانال‌هاي آبياري و زهكشي

3.       توسعه آبخيزداري و ترويج آن

4.       اصلاح نظام آبياري از روش غرقابي به قطره‌اي

5.       بهسازي چشمه‌ها و احياء قنوات

در هر حال بخشي از توليد‌گران كشاورزي در سال جاري در اين عرصه دچار تنگناو عسرت خواهند شد كه لازم است مسئولين ذيربط با تمهيدات لازم از هم اكنون نسبت به استمهال بدهي بانكي كشاورزان و دامداران اقدام نمايند و تسهيلات لازم را به خسارات ديدگان پيش‌بيني و نسبت به پرداخت به موقع آن اقدام نمايند و آب‌رساني به مناطق روستايي و عشايري را وجهه همت خويش قرار دهند تا مشكلات روحي و رواني اين قشر زحمت‌كش را در جامعه كاهش دهند.

بي‌توجهي به حفظ باغات كه با گوشت و پوست باغداران به باروري رسيده، مي‌تواند خسارات جبران‌ناپذيري را براي بخش كشاورزي داشته باشد و توليد باغي را حداقل در يك دوره 5 ساله به خطر اندازد كه حفظ اولويت آبياري باغات بايد مورد توجه مسئولين قرارگيرد. اميد است مسئولين با مديريت بر منابع موجود اين تهديد را با نوآوري و ابتكار خويش به عرصه فرصت تبديل نمايند.

 

 

مدير مسئول

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:22  توسط رضا كاظمي تكليمي  | 

شوراها و تهدیدها و چالش ها

 

 در اصل هفتم قانون اساسي از شوراها به عنوان نهاد تصميم‌گيري و اداره كشور ياد شده و شورا به عنوان ابزار تجلي اراده حاكميت مردم براي تحقق مردم‌سالاري است و شوراهاي شهر و روستا برخاسته از مردم، در واقع چرخ چهارم قواي 3 گانه كه تصميم‌گيرنده در امور جاري شهرها و روستاهاي ايران هستند.

نهمين سالگرد تاسيس شوراهاي اسلامي شهر و روستا در 30 سالگي انقلاب اسلامي در حالي برگزار شد كه اين شجره نوپا آرام آرام به بلوغ و بالندگي طي طريق مي‌كند و ميوه‌هاي كال و نارس آن با سعه صدر مسئولين با هم‌افزايي و هم‌گرايي اعضاي شورا، تعامل شورا با شهرداران، شناخت و آگاهي بيشتر مردم در حال باروري و ثمردهي است.

نظام شورايي از يك سو ريشه در فرهنگ و ادبيات ديني ما دارد و در بطن قانون اساسي جمهوري اسلامي مورد عنايت تدوين‌كنندگان قانون اساسي قرار گرفته است و از سوي ديگر در دنياي معاصر از مظاهر و جلوه‌هاي اصلي حاكميت مردم در جامعه مدني است.

ژرفانگري عالمان و انديشمندان منتخب مردم در تدوين قانون اساسي و اشارات آمده در اصول قانون اساسي درخصوص حاكميت شوراها در اداره امور جامعه و ميزان اثربخشي شوراها در ارتقاء شاخص‌هاي مردم‌سالاري در ايران بيان‌گر اعتمادسازي حاكميت به حضور مردم در سرنوشت خويش در اقصي نقاط كشور اعم از روستاها و شهرها به توجه به فرهنگ، زبان، مذهب مردم ايران است.

توسعه‌نيافتگي جامعه شهري و روستايي، حذف سيستم بروكراتيك و گردش كار اداري، كاهش تمركزگرايي از موارد قابل اعتنا در آسيب‌شناسي نظام سياسي و اداري كشور است.

شوراهاي شهر و روستا پس از گذشت 9 سال از حاكميت خويش مي‌بايست قابليت‌ها و توانايي‌هاي جمعي خويش را عملاً به رخ مسئولين بكشانند تا بسترهاي لازم را در اعتمادسازي براي مردم و مسئولين به منظور واگذاري كامل امور براساس قانون اساسي به دست آورند.

اختيارات تعيين شده كه در قانون اساسي براي شوراها پيش‌بيني شده است و آن چيزي كه هم‌اكنون در يد شوراها است فاصله بسيار زياد و غيرقابل قبول دارد. گام‌هاي برداشته شده در برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادي و اجتماعي به منظور تقويت شوراها با واگذاري اختيارات براي اداره امور شهرها كاري است كه با عملكرد مثبت و شتابان اعضاي شوراها ميسر است. شوراها بايد قابليت و توانمندي خويش را به منظور اداره حكومت شهري و جايگزيني نهادهاي اداري و نهادي شهر به سرعت بر عهده گيرند.

 

تهديدها و چالش‌ها:

شوراها پس از 9 سال عمر با برخي از تهديدها، چالش‌ها و تحقيرها مواجه هستند.

اولين چالش عدم پذيرش و باور دولتيان درخصوص بالغ شدن شوراها است. كارشكني و نسبت پدرسالارانه برخي از استانداران، فرمانداران و بخشداران و نمايندگان مجلس و همچنين تعدادي از نهادها و اشخاص حقيقي ذي‌نفوذ از جمله موانع خودباوري شوراها است كه متاسفانه برخي افراد حقيقي و حقوقي و جايگاه‌ها با امر و نهي غيرمعمول و مرسوم سرعت تصميم‌گيري را براي شوراها به حداقل رسانده‌اند.

دومين چالش عدم تعامل دستگاه‌هاي اجرايي با شوراي شهر و مديريت شهري است كه مصالح شهر به علت عدم يكپارچگي مديريت شهري در مخاطره قرار گرفته است.

سومين مسئله درگيري‌هاي لفظي و رسانه‌اي و پشت پرده اعضاي شوراها با خود و يا با شهردار و يا با ... موجب تعويق و تعطيلي امور و عدم استفاده بهينه از موقعيت‌ها و فرصت‌هاي به دست آمده چهارساله است.

چهارمين عامل ناتواني و نازايي و عدم وقت‌گذاري موثر و مفيد برخي از اعضاي شورا در تصميم‌سازي و يا تصميم‌گيري به موقع در امور شهري است و عدم قابليت و نداشتن تخصص لازم در كاركردهاي مختلف مديريت شهري است.

شوراي شهر و شهردار يك مجموعه درهم بافته هستند. شهردار به عنوان معتمد و امين شورا و شورا همانند هاديان و ناظران آگاه و هوشيار بر عملكرد شهرداران هستند. هدايت و نظارت از مهم‌ترين عوامل مديريت شهري است.

شوراي شهر و روستا با سعه صدر مي‌بايست يار و ياور شهردار در حل مشكلات و مسايل پيچيده و غامض شهري و بسترساز فعاليت مدبرانه شهرداران باشند.

گرچه اعضاي شوراها داراي سلايق و گرايش‌هاي فكري و سياسي و تعلقات محلي و قبيله‌اي در كشور شكل مي‌گيرند. ولي در چهار سال عمر خدمتگزاري خويش بايد يك كل واحد و به هم تنيده باشند و هر دوره به نسبت دوره قبل وفادارتر، باتجربه‌تر و هم‌گراتر براي اصل خدمت‌رساني به بندگان خدا باشند.

اعضاي شورها و عملكرد شبانه‌روزي شهرداران بايد بتواند اعتماد راي‌دهندگان را جلب كند و با كار تمام وقت، هماهنگ و جهادي امور شهري را به پيش ببرند.

مجلس هشتم بايد مقتدرتر از مجلس هفتم با تقويت فراكسيون مديريت شهري، مشكل نبود مديريت واحد شهري كه كارآيي شوراها را به شدت كم كرده محدود‌سازي اين نهاد و دخالت دولتيان محلي چه بسا موجب كاهش مشاركت شهروندان در امور مديريت شهري در دوره آتي خواهد شد و انگيزه كار را براي اعضا شورا به شدت كاهش خواهد داد، گام‌هاي اساسي و مدبرانه بردارد. تحقق مديريت يكپارچه شهري، حضور مقتدرانه شوراي عالي استان‌ها و اعطا اختيارات قانوني به شوراها و كاهش اختيارات دستگاه‌هاي اجرايي شهري براساس قانون اساسي موجب تقويت و اقتدار شوراها و شهرداران خواهد شد. شوراها بايد براي اعتمادسازي راي‌دهندگان عملكرد حقيقي و واقعي خويش را در معرض قضاوت مردم قرار دهند تا شائبه ناتواني و كم‌كاري و عدم انجام وظايف وعده داده شده زمان انتخابات در محافل خصوصي و عمومي رخت بربندد. با استعانت از حق‌تعالي، ياري و همفكري از مردم امور معوقه و نكرده در چشم‌انداز بعدي شفاف و روشن شود.

 

 

مدير مسئول

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:21  توسط رضا كاظمي تكليمي  |